صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )
51
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )
سؤال اينست كه چرا در اين مدت ، پيامبر نتوانست كارى كند كه زودتر وحى مورد لزوم فرود آيد تا خواست و تمناى بسيار مهم او هر چه زودتر جامهء عمل بپوشد ؟ . پاسخ اين سؤالها اين است كه كار وحى نه در دست محمد ، بلكه در دست پروردگار محمد بود . نزول يا انقطاع وحى ، هر دو تابع ارادهء خداوند بود نه تدبيراتى چون ورد خوانى و سجع بافى در اين پديده تأثير داشت و نه عواطف و احساسات محمد ميتوانست نزول آن را تسريع كند و يا بتأخير اندازد . ماديون ، چه قدما و چه متأخرين آنها براى اينكه جدائى آشكار ميان شخصيت پيامبر و پديدهء وحى را تبيين كنند جز يك راه حل روانى عقيم و نادرست نيافتهاند . راه حل آنها اينست كه براى پيامبر دو شخصيت فرض كردهاند . يكى شخصيت خودآگاه و شاعر ، و ديگرى شخصيت ناخودآگاه و غير شاعر . بعبارت ديگر فرض كردهاند كه در نفس محمد ( ص ) « شعور » و « لا شعور » با هم ازدواج كردهاند ! آيا هيچ بررسىكنندهء منصفى مىتواند اين گونه تحليلها را بپذيرد و براى مدعيان آن بهرهاى از عقل و شعور قايل شود ؟ . خود اعراب نيز در فهم چگونگى رابطه ميان ذات القاءكنندهء وحى و ذات گيرندهء آن متحير گشته بودند و به اين جهت دروغ فراوان بافتند و خبط زياد گفتند . اذهان آنان حقيقت را نيافت و آراء متناقض فراوان اظهار كردند و بالاخره حتى به تفسيرى كه اقلا عقلهاى بيمار آنها را راضى سازد نرسيدند . خداوند اين سرگردانى آنها را چنين تصوير فرموده است : بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ . ( انبياء - 5 ) لكن ( اين مردمان نادان ) گفتند آيات قرآن خواب و خيالى بيش نيست ، اينها را خود محمد ساخته و پرداخته ، بلى او شاعر است 34 . آنها مىگفتند قرآن نتيجهء خوابهائى است كه محمد مىبيند و يا